پرسپولیس خوش استقبال و بد بدرقه؛ اینطور خداحافظی حق وحید نبود!

هیچ چیز دائمی نیست. حتی جولان وحید امیری در ترکیب پرسپولیس با آن میل بیپایان به تعالی در تمرین و رعایت و پرهیز.
مثل همیشه زمان بیرحم بود و قربانی میخواست پس تابستان امسال برای یکی از چهرههای مهم و تاریخی فوتبال ایران با ناراحتی و دلشکستگی شدید به پایان رسید. بازیکنی که به محض ورودش به پرسپولیس بدل به قهرمان مورد احترام هواداران شد، درست یکی دو ماه پس از آنکه با یک فرار طولانی با پیراهن زرد قهرمانی فصل پیشتر را از پرسپولیس و ستارههایش (از طارمی و رامین گرفته تا مسلمان و فرشاد و دیگران) ربوده و همان طرفداران را ناامید کرده بود. دوران فوتبال وحید امیری با 12 جام در تورنمنتهای مختلف به پایان رسید.
انتقال او و علی بیرانوند، نقطه عطفی در کارنامه پرسپولیس برانکوست که به بازیکنانی از همین دست نیاز داشت. بازیکنان فعال در کمپ تمرینی، استراحت سر وقت، ترجیحا بیسروصدا و مسئولیت پذیر. بین او و بیرانوند البته یک تفاوت بزرگ بود، علیرضا، ستارهبودن را انتخاب کرده و وحید دوست داشت قهرمان باشد. هر دوی آنها از بازیهای رده پایه و بازی در تیمهای مختلف تشکیلات نفت پیش آمده و به پست هم خورده بودند، درحالیکه امیری کمی مسنتر و باتجربهتر بود و زودتر هم به تیم ملی رفت تا جزو اولین نفرات پروژه تغییر نسل کیروش برای جام جهانی 2018 باشد.
امیری پس از خاطره تلخ جام ملتها، یک فصل دیگر را در نفت گذراند و پس از آن درحالیکه استقلال هم تلاش زیادی برای استخدام او به خرج داده و حتی سرمربیاش را به تمرین تیم ملی فرستاده بود به پرسپولیس برانکو پیوست و تبدیل به مهره وزیر ایوانکوویچ شد. اولین قهرمانی در همان سال و دومی در سال بعد، درحالیکه سر و صدا و نور روی بازیکنان دیگری بود اما دور از اخبار، او از معدود مهرههایی بود که تحسین همیشگی دو سرمربی و دو قطب مخالف (کیروش و برانکو) را به خود جلب میکرد.
او در این بین یکسالی هم در ترابزون اسپور گذراند و در بازگشت به پرسپولیس، دیگر به چیز دیگری فکر نکرد. پس اگرچه پرسپولیسیهای دهه شصت خودشان را بهترینهای تاریخ فرض میکنند اما این ویترین بازیکنانی مثل امیری است که جای خالی ندارد.انگشتان او در پرسپولیس دوازده بار جامهای مختلف را نوازش کرده و البته حسرتهای بزرگی مثل قهرمانی آسیا را از مقابل گذرانده است. عناوینی که با احتساب حضور چندساله او در تیم ملی منهای بیمهریهای عجیب پس از بازگشت کیروش به ایران، به او شمایلی افسانهای میدهد.
دوره اوج امیری در تیم ملی طولانی است و پر از تصاویر و خاطراتی که تقلیلش به صحنه مربوط به "لایی پیکه" بیانصافی نسبت به اوست اما شاید نزدیکترین رابطه او با یک سرمربی به دراگان اسکوچیچ برمیگردد که عقیده داشت یازده امیری همان چیزی است که تیم ملی به آن احتیاج دارد، مربیای که امسال در ابتدای زمان نقل و انتقالات آغوشش را برای این شاگر محبوب باز کرد اما پرسپولیس با اطلاع از خبر امیری را به تیم بازگرداند تا امروز دوباره خبر جدایی او را منتشر کند (چیزی که دلخوری امیری را از این پایان بیش از پیش برانگیخت).این پایانی ناسزاوارانه برای بازیکنی است که برای اولین بار نمایشی را روی صحنه برده بود که در دو نقش خلاصه میشد: سوپراستار – سرباز. تنها بازیکنی از جمع ستارگان تیم برانکو که اگر امروز در موقعیت وحید قرار گرفته بودند، آرامش را از باشگاه میگرفتند، اما امیری چنین نبود و حتی در پیام گلایه آمیز خداحافظی، با نوشتهای که ردی از بغض در خود داشت لب به گلایه باز نکرد.
او در دوران حضور در پرسپولیس، در نقش هافبک و وینگر چپ به جمع سرخپوشان اضافه شد اما در تمام فصل بعدی مهاجم بازی کرد. درحالیکه قبل و بعد، در پستهایی مثل هافبک راست و هافبک میانی و دفاع چپ هم مورد استفاده جدی قرار گرفت. بازیکنی که با زندگی سالم و وسواس تمرین همیشه در همه خصوصیات فردی نمره هفتاد از صد را میگرفت.
برای یادآوری، باید به نقش ویژه او در آخرین قهرمانی پرسپولیس اشاره کرد که به محض بازگشت از مصدومیت، تیم را از سقوط در بازی استقلال خوزستان نجات داد و با گلزنی و پاس گل در دو بازی شمس آذر و مس رفسنجان مستقیما در اپلیکیشن جامی که داشت به اردوگاه استقلال میرفت تغییر مقصد ایجاد کرد تا آنها برای بار هفتم در کمتر از یک دهه فاتح جام قهرمانی باشند، درحالیکه اگر یکسال زودتر به پرسپولیس آمده بود یقینا این حدنصاب افزایش میافت.
امروز پای پست خداحافظی، اولین بازیکنی که کامنتی پست کرده سردار دورسون ترکتبار است. کلمه انتخابی او Legend معنای کاملی دارد و بجا انتخاب شده. گرچه آدمها باید با کسی که شایسته چنین عنوانی است، بهتر تا کنند و تصمیمی چنین توجیهناپذیر نگیرند. البته که هیچ چیز ابدی نیست جز خاطرات ستارههای فوتبال که برای ما شور و شوق و زیبایی آفریدهاند.