دیروز برای دومین بار موسی غنینژاد، اقتصاددان شناخته شده ایرانی در مناظرهای شرکت کرد تا از مبانی لیبرالیسم دفاع کند.
در مورد
در فرارو بیشتر بخوانید
۲۷ مطلب
دیروز برای دومین بار موسی غنینژاد، اقتصاددان شناخته شده ایرانی در مناظرهای شرکت کرد تا از مبانی لیبرالیسم دفاع کند.
مسعود درخشان، استادتمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است. او در سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد و در سال ۱۳۵۰ پس از اخذ مدرک کارشناسی اقتصاد از دانشگاه تهران با استفاده از بورسیه تحصیلی به انگلستان رفت تا کارشناسی ارشدش را در رشته اقتصادسنجی و دکتری اقتصاد ریاضی و بهینهسازی از دانشگاههای آکسفورد و لندن دریافت کند. او موسس دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) است و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۱ ریاست آن را برعهده داشته است.
با توجه به ترکیب اعضای شورای پول و اعتبار، بهراحتی میتوان حدس زد اکثریت اعضای این نهاد تمایلی به اصلاح نرخ بهره نشان نخواهند داد؛ مگر اینکه قدرت بالادستی آنها را وادار به این کار کند. دو موردی که به آن اشاره شد، یعنی اصلاح قیمت سوخت و نرخ بهره، بهعنوان مشت نمونه خروار راهکارهایی برای خروج از بنبستی است که نظام تدبیر و سیاستگذاری در کشور ما با آن روبهروست.
موسی غنی نژاد، اقتصاد دان میگوید: عمده مسائل امروز اصلا اقتصادی نیست؛ مساله عقل سلیم است و من شرم دارم که اینها را توضیح بدهم. اگر امروز در دنیا روابط تجاری رسمی نداشته باشید، نمیتوانید تجارت کنید، نمیتوانید اقتصاد مملکت را اداره کنید. تمام شد و رفت!
او در مدت چهار سال زمامداریاش، سیاستی خطرناک و مخرب هم برای منافع عمومی مردم آمریکا و هم برای صلح جهانی دنبال میکرد. ادامه زمامداری وی میتوانست دستاوردهای جهانی در جهت گسترش تجارت آزاد و روابط صلحآمیز ناشی از آن را به جد دچار مخاطره کند.
رئیس دانا قلبش برای ایران میتپید و آرزوی بزرگ او توسعه ایران و رفاه ایرانیها بود. من رئیس دانا را از نظر شخصیت، بسیار کاریزماتیک میدانم. کسی که به راحتی میتوانست دیگران را تحتتأثیر شخصیت برجسته خود قرار دهد و دوست بسیار وفادار و بااخلاقی بود.
نگاهی به تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم برای سیاستمداران و سیاستگذاران امروز ما میتواند بسیار درسآموز باشد؛ چراکه مسوولان اقتصادی آلمان آن روز نیز در برابر دوراهی ادامه وضع موجود با نتایج اقتصادی اسفناک قابل پیشبینی و انجام اصلاحات اقتصادی شجاعانه متکی بر اصول علمی با نتایج اجتماعی-سیاسی کوتاهمدت غیرقابل پیشبینی مواجه بودند.
سرمایهداری رفاقتی، تیولداری و سرمایهداری دولتی سهگانهای هستند که بستر فعلی اقتصاد ایران را شکل دادهاند. در این مناسبات، اقتصاد رانتی، نیروهای اقتصادی را بهجای رقابت برای تولید باکیفیتتر به سمت رقابت جهت دسترسی به رانت بیشتر تشویق کرده است. در چنین وضعی، برآیند نیروهای اقتصادی به اینجا ختم شده که اغلب مردم بازنده این اقتصاد میشوند و پدیده «فرسایش امید» پدید میآید. اشتباه بزرگتر این است که به جای مطالبه اقدام درست با بیتوجهی زمینه بازتولید اشتباهات فراهم شود.
همچنان که بارها در گذشته تجربه کردهایم و تجربه این چند ماه گذشته نیز نشان میدهد سرکوب قیمتها هیچ کمکی به حل مساله تورم نمیکند؛ اما در عوض توان تولیدی باقیمانده جامعه ما را به شدت کاهش میدهد و بر رانتخواری، فساد و اتلاف منابع کمیاب در چرخ دندههای اقتصاد دولتی میافزاید.
غنینژاد: اقتصاددانان معتقد به اقتصاد آزاد همواره به همه سیاستگذاران توصیههای مشخصی داشتهاند که اولاً از سرکوب قیمتها بویژه سرکوب قیمت ارز دست بردارند و ثانیاً اجازه دهند که ساز و کار بازار، قیمتها را تعیین کند. ضمن آنکه اصول اقتصاد آزاد در همه جای دنیا ثابت است و بدین گونه نیست که به یک بال آن اجازه پرواز دهیم و بال دیگر را محکم بگیریم و بگوییم پرواز کن.