«فردریک»: طنز تلخ سانسور و تنهایی هنرمند در تئاتر ایران

بنا بر گفته کارگردان تئاتر «فردریک»، این اثر نمایشی، در لایههای پنهان خود، روایتی است از زخمهای عمیق سانسور و تنهایی هنرمند در جامعهای که هنر در آن به حاشیه رانده شده است. روایتی از زندگی هنرمند در قرن هجدهم فرانسه.
نمایش «فردریک» با بازی بازیگرانی چون شبنم مقدمی، سام درخشانی و مهدی حسینینیا، آخرین کار تئاتری حمیدرضا نعیمی است که اجرای آن به دلیل شرایط بحرانی جنگ به صورت ناگهانی متوقف شد، اما با توجه به استقبالی که از این نمایش صورت گرفت، این نمایش بار دیگر از ۲۰ شهریور ماه با حضور بازیگران جدید به صورت ویژه و محدود در تالار وحدت اجرای خود را از سر میگیرد. نمایش «فردریک» تنها یک کمدی سرگرمکننده نیست.
به گزارش ایران، این اثر نمایشی، در لایههای پنهان خود، روایتی است از زخمهای عمیق سانسور و تنهایی هنرمند در جامعهای که هنر در آن به حاشیه رانده شده است. روایتی از زندگی هنرمند در قرن هجدهم فرانسه. این اثر با بهرهگیری از زبان طنز، از حقیقتهای تلخی پرده برمیدارد که بسیاری در مواجهه با آن سکوت میکنند. در گفتوگو با حمیدرضا نعیمی که کارگردانی این نمایش را برعهده داشته است، با نگاهی بیپرده و صریح، از وضعیت پیچیده تئاتر ایران، سرنوشت هنرمندان و امیدی که زیر خاکستر خاموشی هنوز زنده است، سخن گفتهایم؛ تصویری که همزمان روشنگر و اندوهبار است.
آقای نعیمی، این نمایش در قالب «تئاتر در تئاتر» به صورتی چندلایه اجرا میشود و هر لایه پیام خاصی درباره مقوله سانسور و اخلاق اجتماعی در قرن ۱۸ یا همان قرن روشنگری دارد. برخی معتقدند این اثر صرفاً نمایش طنز است، اما شما میگویید فراتر از اینهاست. کمی بیشتر درباره این ساختار و زیرمتنهای آن توضیح دهید.
نمایش «فردریک» به ظاهر شوخ و طنزآمیز است اما در لایههای زیرین، تلخی عمیقی نهفته است. در این نمایش، چند پرده «تئاتر در تئاتر» داریم که هر کدام به نحوی به یک جنبه از واقعیت اجتماعی جامعه فرانسه اشاره دارند: نگاه یونیفورمپوشهای پاگوندار که همه چیز را نابود میکند، برخورد حذفی که باعث واکنش هنرمندان میشوند، و سقوط اخلاقی که جامعه را به سمت نابودی میبرد. در نهایت، ما به زندگی واقعی هنرمند میرسیم که صدایش را از دست داده، فلج شده و دیگر قادر به ادامه دادن نیست؛ این موارد همه نمادهایی از وضعیت بغرنج امروز هنر و جامعه ما هستند. در واقع باید بگویم که این نمایش در قالب طنز، حقیقتی تلخ و گزنده را بیان میکند.
در چند سال اخیر، وضعیت تئاتر به گونهای پیش رفته که از نمایشهای سطحی و سرگرمکننده بیشتر استقبال شده و آثار عمیقتر کمتر مورد توجه قرار میگیرند. دلیل این اتفاق یا بخشی از آن مربوط به خود هنرمند و فاصله گرفتن برخی هنرمندان از بیان دغدغههای جدی است؟
نمیتوان هنرمندان را مقصر دانست. مشکل اصلی، نبود حمایت به طور اعم است. در بسیاری از کشورها، حتی در دوران کرونا، دولتها از هنرمندان حمایت مالی کردند. اما در کشور ما چنین نیست. بودجه تئاتر بسیار ناچیز است و اغلب به شکل نامناسب و غیرهدفمند هزینه میشود.
مدیران فرهنگی در این حوزه متولی نیستند و حتی مرکز هنرهای نمایشی مدتها بدون مدیر اداره میشد. در این شرایط، هنرمند - کارگردان باید خود تهیهکننده و متولی تمام امور باشد و با هزار مشکل دست و پنجه نرم کند.
در حالی که در هیچ جای دنیا چنین فشار و مالیاتی روی هنرمندان وارد نمیشود. متأسفانه سالها شاهد این بودیم که هنرمندان با مشکلات مالی و انواع مشکلات دیگر نیز دست و پنجه نرم میکنند.
در چنین شرایطی نمیتوان از هنرمند انتظاری بیش از حد داشت. مشکل فرهنگی ما فراتر از فرد است و به ساختار و سیاستهای نمایشی مربوط میشود. تا زمانی که مسئولان، دغدغه و شناخت واقعی از هنر و تئاتر نداشته باشند، وضعیت بهتر نخواهد شد.
تصویری که در نمایش «فردریک» از سرنوشت هنرمند ارائه میدهید، تصویر تلخی است که ما از دو بازیگر شناختهشده تئاتر میبینیم. آیا این تصویر پیشبینی از آینده تئاتر کشور ماست؟
این دقیقاً وضعیت امروز است، نه پیشبینی آینده. مثلاً مرحوم استاد مهدی فتحی در زمان مرگش هنوز بدهکار بیمارستان بود. اینها تصویر واقعی وضع هنرمندان ماست. اگر من هم روزی اجازه نداشته باشم کار کنم، برایم مرگ است، چون هنر تمام زندگی من است.
با توجه به توضیحات، چشمانداز شما برای آینده تئاتر چیست؟ آیا امیدی به بهبود وجود دارد؟
وضعیت بسیار دشوار است. اما همواره باید یادمان باشد که فرهنگ و هنر عظیمترین ذخیره و سرمایه ماست، اگر آن هم بهخوبی حفظ نشود، خسرانی بسیار بزرگ و حتی جبران ناپذیر متوجه ما شده است. تنها راه نجات، احیای فرهنگ و توجه جدی به هنر است تا بتوانیم در جهان جایگاهی داشته باشیم.
نمایش «سقراط» شما چند مرتبه روی صحنه رفته و هربار با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است. آیا امکان اجرای دوباره این نمایش وجود دارد؟
اگر مسئولان علاقهمند و دغدغهمند باشند، قطعاً این کار را دوباره روی صحنه خواهم برد. همچنان آمادهام و از اجرای این نمایش استقبال میکنم.
وظیفه هنرمند کاهش رنج مردم
من هرگز نمایشی را صرفاً برای سرگرمی نساختهام، گرچه تفریح در ذات تئاتر است. هدف اصلی من رساندن پیام و اعتراض به مشکلات اجتماعی بوده است. من خودم را جدا از مردم نمیبینم. با آنها زندگی میکنم، دردها و مسائلشان را لمس میکنم و موظفم صدای آنها باشم. کشور ما پر از مشکلات و بیعدالتیهاست و وظیفه هنرمند است که درباره کاستیها صحبت کند.