ترنج موبایل
کد خبر: ۸۹۹۷۲۷

مکانیسم ماشه؛ اروپا در مسیر بازگشت تحریم‌ها و بن‌بست دیپلماسی

مکانیسم ماشه؛ نقطه پایان دیپلماسی؟

مکانیسم ماشه؛ نقطه پایان دیپلماسی؟

تروئیکای اروپایی با فعال‌سازی مکانیسم بازگشت خودکار، شمارش معکوس ۳۰ روزه برای تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران را آغاز کرد؛ اقدامی که با استقبال آمریکا و اعتراض روسیه و ایران همراه شد. منتقدان می‌گویند نخستین ضربه به برجام خروج ترامپ بود و اروپا استقلال راهبردی ندارد. همزمان، تنش‌های نظامی و سیاسی اعتماد را از میان برده و ابتکار روسیه و چین برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ با مخالفت اروپا روبه‌روست. تحلیلگران این روند را خطای محاسباتی و تهدیدی برای دیپلماسی می‌دانند.

تبلیغات
تبلیغات

  فرارو– الدالدار مامدوفار مامدوف، عضو وزارت خارجه لتونی و سفارت‌خانه‌های این کشور در واشنگتن و مادرید و مشاور سیاسی کمیته امور خارجه پارلمان اروپا

  به گزارش فرارو به نقل از مجله آمریکن کانسرویتیو، فرانسه، آلمان و بریتانیا موسوم به تروئیکای غربی،  روز پنج‌شنبه مکانیسم «بازگشت خودکار تحریم‌ها» در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ ایران را فعال کردند و شمارش معکوس ۳۰ روزه برای بازگشت خودکار تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران آغاز شد.

خروج ترامپ؛ نخستین ضربه مهلک به توافق هسته‌ای

این اقدام سه کشور اروپایی بلافاصله با استقبال قاطع ایالات متحده روبه‌رو شد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش اعلام کرد: «کشورهای تروئیکای غربی فرایند اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را آغاز کردند. این تحریم‌ها پاسخی مستقیم به ادامه سرپیچی ایران از تعهدات هسته‌ای‌اش است. ایالات متحده از تصمیم تروئیکا حمایت می‌کند و از ایران می‌خواهد وارد مذاکرات دیپلماتیک جدی شود.» در همین حال، ژان-نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، تأکید کرد که این تصمیم به معنای «پایان دیپلماسی» نیست، بلکه تلاشی برای واداشتن ایران به بازگشت به میز مذاکره است.»

با این حال، تفسیر تروئیکای اروپا مبنی بر اینکه ایران تنها ناقض توافق هسته‌ای است، از نگاه بسیاری ناظران تحریفی جدی از واقعیت تاریخی به شمار می‌رود. نخستین ضربه به برجام در سال ۲۰۱۸ وارد شد، زمانی که ایالات متحده تحت دولت دونالد ترامپ از توافق خارج شد و کارزار «فشار حداکثری» را علیه تهران به راه انداخت؛ کارزاری که خسارت‌های اقتصادی سنگینی بر ایران تحمیل کرد. در آن مقطع، کشورهای اروپایی هرچند بیانیه‌هایی در حمایت سیاسی از توافق صادر کردند، اما این مواضع را به اقدامات عملی و تعهدات مؤثر تبدیل نکردند و در عمل به دلیل فشار تحریم‌های فرامرزی آمریکا، با واشنگتن همسو شدند.

در واکنش به این شرایط، ایران نیز مسیر خود را تغییر داد. به گفته رضا نصری، کارشناس حقوق بین‌الملل، تهران بر اساس ماده ۳۶ برجام اقدام کرد و کاهش تعهدات هسته‌ای را به‌عنوان «گام‌های جبرانی» در پیش گرفت تا سایر طرف‌ها را به پایبندی به تعهدات‌شان وادار کند. نصری در توضیح دیدگاه خود در شبکه ایکس نوشت: کشورهای اروپایی اکنون «جسارت آن را یافته‌اند که واکنش قانونی ایران را به‌عنوان نقض آشکار معرفی کنند و از این حربه برای توجیه بازگرداندن تحریم‌های شورای امنیت بهره ببرند»؛ اقدامی که به گفته او، با حمایت کامل ایالات متحده همراه است.

مسکو: اروپا حق استفاده از مکانیسم ماشه را ندارد

روسیه، به‌عنوان یکی دیگر از طرف‌های توافق هسته‌ای، معتقد است تروئیکای اروپا اساساً حق فعال‌سازی مکانیسم بازگشت تحریم‌ها را از دست داده است. یک دیپلمات ارشد روسی در گفت‌وگو با نشریه آمریکن کانسرویتیو توضیح داده که مسکو برخی اقدامات کشورهای اروپایی را نقض یکجانبه توافق می‌داند؛ از جمله تمدید تحریم تسلیحاتی اتحادیه اروپا علیه ایران در اکتبر ۲۰۲۳، در حالی که طبق مفاد برجام این محدودیت باید به پایان می‌رسید. او تأکید کرده است چنین اقداماتی آشکارا با برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، که توافق هسته‌ای را در چارچوب حقوق بین‌الملل ثبت کرد، مغایرت دارد. از نگاه روسیه، این رفتار بازتابی از «ریاکاری و بی‌قانونی عمیق» در قلب اقدام اروپاست.

در همین حال، تنش‌ها میان ایران و غرب به‌دنبال جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن به اوج رسید؛ جنگی که در جریان آن حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، آخرین نشانه‌های اعتماد متقابل را از میان برد. تهران نیز در واکنش، بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را اخراج کرد. اروپا اکنون در چنین فضای پرالتهاب و چرخه‌ای از «تحریک و واکنش» تصمیم گرفته با تهدید بازگشت تحریم‌ها، فشارها را تشدید کند. با این حال، این اقدام چندان غافلگیرکننده نبود. تروئیکای غربی در مواضع اخیر خود ایران را عملاً مسئول حملات اسرائیل به خاک خود معرفی کردند. حتی فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در اظهارنظری جنجالی، حملات هوایی اسرائیل علیه ایران را به‌عنوان «انجام کارهای کثیف غرب» مورد ستایش و تمجید قرار داد.

حتی اگر تهران اقدام تروئیکای اروپا را تشدید بی‌دلیل تنش‌ها بداند، انتظار می‌رود واکنش اولیه‌اش سنجیده‌تر از گذشته باشد. روزبه پارسی، تحلیلگر مسائل ایران در دانشگاه لوند سوئد می‌گوید ایران در هفته‌های اخیر به‌طور قابل توجهی لحن خود را درباره پیامدهای احتمالی بازگشت تحریم‌ها تعدیل کرده است. در حالی که پیش‌تر تهدید به خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) می‌کرد، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران اخیراً تأکید کرده است که «مذاکرات با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ازسرگیری بازرسی‌ها در جریان است.» به گفته پارسی، تهران با این سیگنال تلاش می کند دامنه پیامدهای سیاسی را عمدتاً به روابط خود با سه کشور اروپایی محدود کند.

این رویکرد در موضع‌گیری رسمی ایران نیز انعکاس یافت. عراقچی اقدام تروئیکای غربی را «بی‌دلیل، غیرقانونی و فاقد مبنای حقوقی» توصیف کرد. او ضمن تأکید بر اینکه ایران برای «حفظ و صیانت از حقوق و منافع ملی» پاسخ خواهد داد، به‌طور معناداری درِ دیپلماسی را باز گذاشت و ابراز امیدواری کرد که سه کشور اروپایی «در روزهای آینده با اتخاذ رویکردی مسئولانه و درک واقعیت‌های موجود، این اقدام نادرست را به‌طور مناسب اصلاح کنند.» با این حال، چنین پاسخی در داخل هزینه سیاسی سنگینی دارد. تندروها در ایران این موضع را نشانه‌ای از ضعف تعبیر کرده و استدلال می‌کنند که دیپلماسی با غرب بی‌فایده است؛ ادعایی که اقدام اخیر تروئیکای اروپا به‌زعم آنان به آن مشروعیت تازه‌ای بخشیده است.

علاوه بر مطالبات فنی همچون دسترسی کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تأسیسات هسته‌ای ایران و شفاف‌سازی درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا، یکی از شروط اصلی تروئیکای اروپا برای توقف روند بازگشت تحریم‌ها، از سرگیری مذاکرات مستقیم ایران و ایالات متحده عنوان شده است. این در حالی است که سه کشور اروپایی خود از طرف‌های برجام هستند و به‌طور اصولی باید از استقلال دیپلماتیک برخوردار باشند. مشروط کردن مواضع‌شان به گفت‌وگوهای دوجانبه واشنگتن و تهران این پرسش را پیش می‌آورد که آیا آنان عمداً اختیار عمل خود را به آمریکا واگذار کرده‌اند.

دیپلماسی در بن‌بست خط قرمز اسرائیل

در همین حال که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از ایران می‌خواهد وارد «دیپلماسی جدی» شود، نشانه‌ای در دست نیست که واشنگتن خود چنین رویکردی را دنبال کند. در واقع، گفت‌وگوهای محرمانه‌ای میان تهران و واشنگتن پیش‌تر در جریان بود، اما حملات اسرائیل به تهران در ماه ژوئن که به باور برخی ناظران با چراغ سبز دونالد ترامپ صورت گرفت آن روند را متوقف کرد. مذاکرات در نهایت بر سر خط قرمز اسرائیل به بن‌بست رسید: ممنوعیت غنی‌سازی اورانیوم در ایران. شرطی که تهران هرگز نپذیرفته و همچنان نیز نشانه‌ای از عقب‌نشینی در این زمینه بروز نداده است، حتی با وجود آنکه یکی از قطعنامه‌های شورای امنیت که اکنون با مکانیسم ماشه فعال می‌شود، چنین ممنوعیتی را در بر دارد.

رضا نصری در جمع‌بندی رویکرد کنونی غرب می‌گوید: «اصل ماجرا این است که ایالات متحده سیاست خود در قبال ایران را عملاً به نتانیاهو واگذار کرده و کشورهای تروئیکای اروپایی، که از استقلال راهبردی بی‌بهره‌اند، به مجریان دستورکار اسرائیل تبدیل شده‌اند؛ دستورکاری که به بهای حقیقت، عدالت، صداقت، دیپلماسی و حقوق بین‌الملل پیش برده می‌شود.»

رضا نصری در ادامه بر وجود گزینه‌ای جایگزین تأکید می‌کند: اروپا می‌تواند به‌جای اجرای سیاست‌های شکست‌خورده واشنگتن و تل‌آویو، ابتکار عمل را در دست بگیرد و برای تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که تحریم‌ها را تعلیق کرده و در ماه اکتبر منقضی می‌شود پیشگام شود. چنین اقدامی می‌تواند فضایی برای کاهش متقابل تنش‌ها و رسیدن به یک توافق موقت فراهم کند.

به گفته منابع دیپلماتیک، روسیه و چین هم‌اکنون پیش‌نویس قطعنامه‌ای در همین راستا روی میز گذاشته‌اند. به طور خلاصه، این طرح همان هدفی را دنبال می‌کند که تروئیکای غربی ادعا می‌کند در پی آن است: خرید زمان بیشتر برای دیپلماسی. تفاوت اصلی در این است که طرح روسیه و چین فاقد شروط غیرواقع‌بینانه‌ای است که تقریباً به طور قطع روند مذاکرات را به بن‌بست خواهد کشاند. با این حال، یک دیپلمات روسی می‌گوید نمایندگان تروئیکای اروپایی در محافل خصوصی آشکار ساخته‌اند که قصد دارند این ابتکار مسکو و پکن را مسدود کنند.

اگر هدف اعلامی تروئیکای غربی مهار برنامه هسته‌ای ایران، جلوگیری از جنگ و فاصله انداختن تهران از مسکو باشد، اقدام اخیرشان بیش از هر چیز نشانه‌ای از خطای محاسباتی عمیق است. فعال‌سازی مکانیسم بازگشت تحریم‌ها اهرم‌های بلندمدت اروپا را در ازای نمایش کوتاه‌مدت قدرت قربانی می‌کند، خطر تشدید شکاف‌های سیاسی  در ایران را افزایش می‌دهد و آینده‌ای را رقم می‌زند که در آن اروپا عملاً جایگاهی بر سر میز مذاکره نخواهد داشت. در چنین شرایطی، نه تنها دستیابی به هدف اصلی  جلوگیری از ایران هسته‌ای یا وقوع یک جنگ  دور از دسترس‌تر می‌شود، بلکه هر دو سناریو محتمل‌تر از گذشته به نظر می‌رسند؛ آن هم در حالی که تروئیکای غربی استقلال راهبردی خود را در صحنه جهانی واگذار کرده است.

تبلیغات
نویسنده : الدار مامدوف
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات